تبليغاتX
سده شهری شده اصلا م قدیماش دیگه نیس
 

کارشناسان هشدار دادند، مصرف روزانه یک عدد سوسیس ، خطر ابتلا به سرطان روده را به شدت افزایش می دهد.

تحقیقات نشان می دهد خوردن 50 گرم گوشت فراوری شده مانند سوسیس یا کالباس احتمال ابتلا به سرطان روده را که یکی از خطرناک ترین انواع سرطان است 20 درصد افزایش می دهد.

دیلی میل اضافه کرد: پیش از این نیز تحقیقات نشان داده بود که مصرف بیش از حد گوشت در رژیم غذایی خطرناک است.

سرطان روده در انگلیس سالانه 16 هزار قربانی می گیرد و بعد از سرطان ریه ، مرگبارترین نوع سرطان در این کشور است.

صندوق جهانی تحقیقات سرطان هشدار دارد ، کم تر از یک سوم انگلیسی ها از خطر غذاهای محبوب خود مانند سوسیس و کالباس آگاهی دارند.

پروفسور مارتین وایزمن ، مشاور پزشکی و علمی این صندوق خیریه نیز گفت : این صندوق به مردم توصیه می کند از خوردن این گونه مواد غذایی خودداری کنند.

نوشته شده در یکشنبه 31 شهریور1387ساعت 14:22 توسط م| |
روز جمعه 10 اکتبر 2008 برابر با 19 مهرماه سال 1387 نمايش فيلمي در سينماهاي امريکا و انگلستان آغاز مي شود که به واسطه يک ويژگي مهم براي ايرانيان جذاب و مهم است. [مجموعه دروغ ها] جديدترين فيلم کارگردان کهنه کار سينماي امريکا ريدلي اسکات در اين روز به پرده سينماها مي رود که نام يک بازيگر شناخته شده سينماي ايران در ميان اسامي دست اندرکاران آن به چشم مي خورد؛ گلشيفته فراهاني.

پس از آنکه سايت سينمايي معتبر imdb حدود 10 روز پيش نام گلشيفته فراهاني را به جمع بازيگران اين فيلم اضافه کرد، کمپاني برادران وارنر هم چهارشنبه شب در تريلر جديدي که از فيلم منتشر کرد تصاويري از بازي فراهاني را قرار داد تا سرانجام شايعه يي که يک سال است در محافل سينمايي و رسانه يي به گوش مي رسد، تاييد شود. سايت imdb هنوز توضيحي درباره نقش فراهاني و نام شخصيتي که او آن را ايفا مي کند ارائه نداده است اما تا پيش از اين از درج نام اين بازيگر در ليست دست اندرکاران فيلم [مجموعه دروغ ها] با نام اصلي Body of lies خودداري مي کرد.
برای خواندن ادامه خبر بر روی ادامه کلیک کنید
ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت 8:35 توسط م| |
روزی همه دانشمندان  که مرده و وارد اون دنیا شده بودند   تصمیم گرفتند تا غایب موشک بازی کنند
انشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت. او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.

همه پنهان شدند الا نیوتون ... نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد. دقیقا در مقابل انشتین.

انشتین شمرد 97,98,99,100 او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون  در مقابل چشماش ایستاده.  انشتین فریاد زد نیوتون بیرون( سک سک) نیوتون بیرون( سک سک). نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم. او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم. تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن
تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست...

نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام...  که منو نیتون بر متر مربع میکنه . از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر یک پاسکال می باشد ، بنابراین من پاسکالم  پس پاسکال باید  بیرون بره (پاسکال سک سک).

نوشته شده در چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت 8:17 توسط م| |

تيم فوتبال اتحاد سده(زرين استحكام) در ديداري دوستانه كه روز جمعه در ورزشگاه تختي سده بر گزار شد  موفق شد تيم جوانان مرصاد شيراز را كه در زرين شهر اردو زدند را شكست دهد در اين ديدار تيم اتحاد موفق شد با  ارائه بازي خوب چهار گل به  تيم جوانان مرصاد شيراز بزند.   ادامه مسابقات تيم فوتبال اتحاد سده  در ليگ برتر استان بعد از ماه مبارك رمضان خواهد بود .تيم فوتبال اتحاد سده هم اكنون در بين چهارده تيم حاضر در ليگ برتر استان در رده ي چهارم قرار دارد .

 

نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 15:7 توسط م| |
در ۳۰ شهریور ماه سال ۱۳۰۵ در خیابان عین الدوله (خیابان ایران فعلی) شهر تهران چشم به جهان گشود. دوره آموزشهای دبستانی و دبیرستانی را در مشهد و تهران به پایان رساند و سپس وارد دانشگاه شد و در رشته زبان ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت، اما آن را ناتمام رها کرد و به سبب دلبستگی بسیاری که به حرفه روزنامه‌نگاری داشت از همان جوانی وارد فعالیت مطبوعاتی در زمینه خبرنگاری و نویسندگی شد و بیش از سی سال در این حوزه کار کرد.مشیری سالها عضویت هیات تحریریه مجلات سخن، روشنفکر، سپید و سیاه و چند نشریه دیگر را داشت. از سال ۱۳۲۴ در وزارت پست و تلگراف و تلفن و سپس شرکت مخابرات ایران مشغول به کار بود و در سال ۱۳۵۷ بازنشسته شد.او در سال ۱۳۳۳ با خانم اقبال اخوان ازدواج کرد و اکنون دو فرزند به نامهای بابک و بهار از او به یادگار مانده‌است.مشیری در بامداد روز جمعه ۳ آبان ماه ۱۳۷۹ شمسی در بیمارستان تهران کلیلنیک در سن ۷۴ سالگی درگذشت.

در ادامه چندشعر از فریدون مشیری امده است


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 23 شهریور1387ساعت 14:50 توسط م| |

دل دیوانه دیشب عالمی داشت

 جدا زان چشم  غمگینت  غمی داشت

 شبی بود و شرابی بود و حالی

 بداغ سینه سوزت  مرهمی  داشت

 حریمی بود و ساغر پر می ناب

 در آن خاموشی شب، محرمی  داشت

شعری از هما میر افشار

 چنان شد بی خبر از عالم جان

 کزین عمر گران گوئی  دمی  داشت

 نبودش شکوه از بی همزبانی

 خدا را شکر،دیشب  همدمی  داشت

 صفای این غم دیرین بنازم

 که با دل رشته های  محکمی  داشت

 سحر چشمهما چون غنچه گل  

هنوز از شبنم اشکی نمی داشت

نوشته شده در یکشنبه 17 شهریور1387ساعت 22:53 توسط م| |

هفته ي ششم مسابقات فوتبال ليگ دسته برتر استان اصفهان (اسيا ويژن)با برد تيم فوتبال اتحاد سده لنجان كه با نام زرين استحكام در اين مسابقات شر كت كرده  به پايان رسيد.  اين ديدار روز جمعه در ورزشگاه تختي سده برگزار شد. و تيم فوتبال اتحاد موفق شد با سه گل تيم شهرداري ديزيچه را شكست دهد و جزوچهار  تيم بالاي جدول قرار گيرد.  تيم اتحاد(زرين استحكام) در سه هفته ي پاياني مسابقات تمام سه بازي خود را با اقتدار تمام با برد به پايان رساند.  اين تيم   بايد در اين مسابقات  26 بازي انجام دهد .ضمن اينكه ادامه ليگ برتر استان بعد از ماه مبارك رمضان مي باشد .

نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 15:33 توسط م| |

 

... پرواز دشوار نیست! نگاه می کند و این جمله را در مقابل دیدگان صدها پرنده مشتاق با تنها دستان خسته اش می نگارد.
در میان سکوت متحیر فضا کسی می پرسد: چگونه؟!
می گوید: با رمز سحر هنگامیکه امیدوار از بلندای پر غرور شب سرازیر می شود.
باز هم در این سوی سکوت کسی می پرسد: چگونه؟!
... با رمز جان ستان شمع هنگامیکه عاشقانه می سوزد و سیاهی فراگیر شب را به هراس می اندازد.
چگونه؟!
... با رمز شهابهای تیزره هنگامی که عبور می کنند و خراشی روشن بر پهنای پوست تیره شب برجای می گذارند.
چگونه؟!
... با رمز آن مرغ تنها- شباهنگ بیدار- هنگامیکه در انبوه مرثیه بلند شب ترانه های شاد امیدوار می سراید.
چگونه؟!
... با رمز همین شب بوهای کنار پنجره که در نیمه وحشت زای شب- آن هنگام که تمام گلها غنچه گشته اند- می شکفند! با راز آینه ها که بی فریب در قعر تاریک شب نور را انعکاس می دهند.
اراده ای خستگی ناپذیر در برابر تمام انتظار بی صبرانه پرندگان...
آنگاه قلم را در دست جستجوگران حقیقت می فشارد با آنکه می داند افشای رموز آسان نیست اما شکیبایی در چهره اش موج می زند و موج عشق در ساحل چشمان دریایی اش می شکند. پس قدم در راه می گذارد... افسانه ها را در باغ روشن حقیقت به خاک می سپارد. می پرسند:
پرنده بودن را چگونه در خویش بیابیم؟
می گوید: پرنده با پرواز معنی می شود!
آنگاه تمام کتابها را در راستای هماهنگ منتظران پرواز بلند می خواند و آنان همگام با او تکرار می کنند. تکرار معنای زندگی... تکرار واقعیتهای گمشده... تکرار واژه های پنهان... تکرار... و سرانجام تکرار بیداری!
... و اینگونه است که سحر شناخته می شود شمع معنا می یابد و شب بوها جلوه می گیرند.
آنان نیز چون سحر رها شده از تنگنای تاریک جهل آینه وار به تبسم خورشید ره یافته اند. سالها چگونه بال گشودن را آموختند و اینک هنگام پرواز است.اینک در این سوی پنجره ها باز صدها پرنده آماده پروازند. پرواز بی عشق ممکن نیست! اما عشق سالهاست که در انتظار همین لحظه است... پس بلند می شوند. اوج می گیرند و سبکبال دور می شوند... چه خوش پروازی است پرواز اندیشه... پرواز عقل... پرواز ادراک... پرواز احساس... پرواز از فراز کوهستانهای ناهموار علم تا کرانه های ناشناخته و اما تا رسیدن به افقهای دور... تا طلوع مقصود راه درازی است... و این ابتدای راه است!
و اما معلم ایستاده در کلاس-معبد بزرگ کلمات- به پاس شکفتن شب بوهای خفته نماز می گزارد.

و تو ای آشنای بزرگ ای ناجی مشعل دار! کدامین کلام را در ستایش نگاهت فریاد زنیم که نبض سحر را در گرمی دستانت حس کردیم و انعکاس تصویر شمع را در آینه قلبت یافتیم و نقش عبور یک شهاب را در تراوش مهربان دیدگانت به تماشا نشستیم و آوای آن شباهنگ تنها را در پرتو سرشاری کلامت تشخیص دادیم.

و اینک ای رهگشای وادی نور!
تو را سپاس
... 

نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 15:25 توسط م| |
کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir