تبليغاتX
سده شهری شده اصلا م قدیماش دیگه نیس - غزلی از محمد علی بهمنی

نيستي شاعر که  تا معناي حافظ را بداني

تا گل غربت نروياند بهار از خاك جانم

با خزانت نيز خواهم ساخت خاك بي خزانم

گرچه خشتي از تو را حتي به رويا هم ندارم

زير سقف آشناييهات مي خواهم بمانم

بي گمان زيباست ازادي ولي من چون قناري

دوست دارم در قفس باشم که زيباتر بخوانم

در همين ويرانه خواهم ماند و از خاك سياهش

شعرهايم را به ابي هاي دنيا مي رسانم

گر تو مجذوب کجا آباد دنيايي من اما

جذبه اي دارم آه دنيا را بدينجا مي کشانم

نيستي شاعر آه تا معناي حافظ رابداني

ورنه بيهوده نمي خواندي به سوي عاقلانم

عقل يا احساس حق با چيست ؟ پيش از رفتن اي خوب

کاش مي شد اين حقيقت را بداني يا بدانم

نوشته شده در یکشنبه 27 بهمن1387ساعت 14:52 توسط م| |
کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir